السيد موسى الشبيري الزنجاني

6884

كتاب النكاح ( فارسى )

و امروزه كلفت مىگيرند . بنابراين اگر بنا باشد تعبداً به روايات اقتصار كنيم نمىتوان از كنيز و جاريه به چيز ديگر تعدى كنيم . ولى همين تعبد محل كلام است . و اگر خادم را به فرض اعم بگيريم شامل عبد و أمه مىشود اما تعدى كردن از آنها به نوكر و كلفت كه امروزه مورد استفاده است نيز متوقف بر الغاء خصوصيت و عدم تعبير بر روايات است . بررسى اقوال : به اكثر قدماء نسبت داده شده كه در سه عنوان بيت و دار و خادم قائل به پرداخت حد وسط هستند ولى با مراجعه روشن مىشود كه اين نسبت در اثر تسامح به وجود آمده . در كلمات سابقين فقط دار و خادم ذكر شده است و اثرى از بيت به معناى اتاق در كلمات ايشان نيست ، و البته گاهى نيز به جاى عبارت خادم از تعبير عبد استفاده كرده‌اند . مرحوم شيخ در جايى از مبسوط عبد و دار گفته و در جايى ديگر از تعبير خادم و دار استفاده كرده است . البته ممكن است بگوييم مراد از عبد و خادم يك چيز است . چون يك تفسيرى كه براى عبد كرده‌اند ، عبارت از مطلق مملوك است كه شامل مملوك زن و مرد هر دو مىشود و اين در جايى است كه به نحو مطلق استعمال شود در مقابل جايى كه عبد در مقابل أمه استعمال شود كه به معناى مملوك مرد است . و از طرف ديگر معناى خادم هم به حسب اطلاقات مختلف ، گوناگون است . گاه مراد از آن خدمتگذار مملوك است و گاه معنايش اعم و اوسع است و خدمتگذار غير مملوك مثل نوكر يا كلفت را نيز شامل مىشود . ممكن است مراد ايشان از عبد و خادم همان خدمتگذار مملوك اعم از مرد و زن باشد . يعنى معناى اعم عبد و معناى اخص خادم ، مراد باشد . در خلاف هم كه ادعاى اجماع مىكند در دو جا تعبير عبد آمده است . غنيه و اصباح و جامع الخلاف هم عبد و دار ذكر كرده‌اند . نهايه و تحرير و مهذب ابن براج ، جامع يحيى بن سعيد و تلخيص علامه و سرائر نيز دار و خادم گفته‌اند و نامى